تبليغاتX
زیرو
  • Daily Links

    .::عضویت رایگان = پول ::.

    لینک وبلاگ در سفیر لینک
    لینک وبلاگ در صبحانه
    لینک وبلاگ در میهن
    لینک وبلاگ در مجله خانواده سبز
    آرشيو پيوندهاي روزانه


  • Links

    .:: رشیدا ::.

    خبرگزاری مهر ( سایت خبری )

    یلدا خاوندی ( گرافیست )

    حامد طالبی (خبرنگار مسلمان )

    بهمن هدایتی (کلاشینکف دیجیتال)

    چکاد ( گرافیست )

    حیدریم . حیدر رضایی ( عکاس خبری )

    روزبه جدیدالاسلام ( عکاس خبری )

    فرداهای من ( گرافیست )

    علی آقاربیع (عکاس خبری )

    من و آقامون ( خبرنگار )

    بغض ناتمام

    نرگسی

    ساتیار امامی ( عکاس خبری )

    چهارده به در ، بهنام

    آسمان آبی

    آزاده صالحی ( خبرنگار )

    سارا ساسانی ( عکاس خبری )

    شبکه خبری برنا

    پرشین ریس


  • In Yahoo

    روی این لینک کلیک کنید وشکلک مورد علاقه خود را در وبلاگ قرار دهید

  • Authors



  • Good Link




    .:: معرفی سه سیستم کسب درآمد با عضویت رایگان ودر آمد واقعا بالاااااا.... حتما کلیک کن ::.

    .::جدید ترین سی دی های حوادث واقعی در جهان ::.

    .::سيدی مستند های کامل از بزرگ ترين جادوگر جهان ::.

    .::سيدی مستدهایی واقعی از سرگذشت ارواح پس از مرگ ! ::.

    .::زبان را در حالت خواب بياموزيد (100٪ علمي و تضميني) ::.

    .::سيدی مستدهایی از ابتذال در سينمای ايران ! ::.

    .::آموزش زبان انگليسی در خواب ! کاملا علمی و تضمينی و اثبات شده در ايران ! ::.

    .::ژورنال لباس 2007 واسه خانم هاي ايراني ! ::.

    .::موبايل بازا بيان جديد ترين سيدی های موبايل رو ببينن ! ::.

    .::مستندات صوتی تصويری از مشاهده اوراح و جن ها . بسيار ترسناک کليک نکن ! ::.

    .::شرکت و شغل خود را در بزرگترين سايت نيازمنديها رايگان معرفی کنيد. ::.

    .::با روزي 2 ساعت كار ماهيانه مبلغ 900 هزار تومان دربياريد ::.

    .::پسورد آی دی طرفتو تو ۱ دقيقه پيدا کن کاملا تضمينی ! ::.

    .::کسب در آمد از اينترنت به همين آسونی ماهی چندين مليون تومان !‌ ::.

    .:: آچهار فیلم در یک سیدی اون هم 3000 تومن‌ ::.

    .:: در این سایت عضو بشین وبه ازای هر کلیک 30 تومن بگیرین ::.

  • داستان چهار شمع

     چهار شمع  به آهستگي  مي‌سوختند ،  در آن محيط  آرام  صداي  صحبت  آنها  به  گوش مي‌رسيد. شمع اول گفت: من صلح و آرامش هستم، هيچ كسي نمي‌تواند شعله مرا روشن نگه دارد من باور دارم كه به زودي مي‌ميرم ....... سپس شعله صلح  و  آرامش  ضعيف  شد تا به  كلي خاموش شد شمع دوم گفت: من ايمان و اعتقاد هستم،ولي براي بيشتر آدمها ديگر چيز ضروري در زندگي نيستم پس دليلي وجود ندارد كه ديگر روشن بمانم ......... سپس با وزش نسيم ملايمي ايمان نيز خاموش گشت. شمع سوم با ناراحتي گفت : من عشق هستم ولي توانايي آن را ندارم كه ديگر روشن بمانم، انسانها من را در حاشيه زندگي خود قرار داده‌اند و اهميت مرا درك نمي‌كنند، آنها حتي فراموش كرده‌اند كه به نزديكترين كسان خود عشق بورزند ....... ..... طولي نكشيد كه عشق نيز خاموش شد. ناگهان  كودكي وارد اتاق شد  و سه  شمع  خاموش  را  ديد، گفت : چرا شما خاموش شده‌ايد، همه انتظار دارند كه شما تا آخرين لحظه روشن بمانيد ......... سپس شروع به گريستن كرد ............. پــــــــس... شمع چهارم گفت: نگران نباش تا زمانيكه من وجود دارم ما  مي‌توانيم  بقيه شمع‌ها را دوباره روشن كنيم، مـن امـــيد هستم. با چشماني كه از اشك و شوق مي‌درخشيد .... كودك شمع اميد را برداشت و بقيه شمع‌ها را روشن كرد. نور اميد هرگز نبايد از زندگي شما محو شود .

    + نوشته شده در ساعت توسط امید |

  • با دستهای تهی از طاعت

             

    خدوندا !

    این دل شکسته را جز دستهای مهربان تو درمانی نیست واین دست بسته را جز از ابر احسان تو بارانی ، نه .

     خدایا!

    این قامت خمیده جز به شوق دیدار تو راست نمی شود واین تنهای غریب جز در خانه تو هر آنچه خواست نمی شود .

     خدایا!

    این قلب هراسناک ولرزان جز در دستهای تو آرام نمی گیرد واین خود زبون وخفت کشیده ، بی توجه عزیزانه تو سبقت از هر چه پخته وخام نمی گیرد .

     خدای من !

    این دانه به خاک نشسته را بی آب وآفتاب تو کجا سرشکفتن هست و این غریب وخسته را بی ماهتاب لطف تو کی پای رفتن ؟

     خدایا!

    این شکاف تنهایی  را جز چشمه سار جاودان مهر تو پر نمی کند وغنچه حوائجم بی باغبانی تو شکفته نمی شود وغبار اندوه از چهره غمزده ام  جز باران رحمت تو نمی شوید وسموم نفسم را جز تریاق رأفت تو درمان نمی کند .

     خدایا!

    این جگر سوخته در آتش هجرانت را و این جان گداخته در زیر تشعشع سوزان فراقت را هیچ چیز جز خنکای نسیم وصل تو آرام نمی کند .

     خدایا!

    دلی که مسیر عمر را در کویر هجران تو طی کرده چسان به غیر سبزه زار لقاء تو راضی شود ؟

    چشمی که جز به افق انتظار تو دوخته نشده و دور دستها را در پی سایه محو دیدار تو کاویده چگونه جز وصل تو را بپذیرد ؟

    و پایی که هر قدم توان از تو گرفته و با سنگ و خار و خاشاک به شوق تو آویخته به چه امید در دیار غیر رحل اقامت افکند ؟

     خدایا!

    دلی که عمری به دنبال تو گشته مگر جز  در میان دستهای تو قرار می  گیرد ؟

     خدایا!

    اشک اضطرار مرا چه چیز جز دستهای پاسخ تو خواهد سترد ؟ واین قلب درد آغشته از فراقت را چه چیز جز نسیم مهر تو جان خواهد بخشید ؟

     خدایا!

    تب سوزنده عشق به تو را چه درمان خواهد کرد جز دیدار تو ؟ وزخم عمیق وکاری گناه را بر جای جای روح دردمندم چه چیز جز غفران تو التیام خواهد بخشید ؟

     خدایا!

    زنگار گناه از آینه دل چه چیز جز غفران عف تو خواهد زدود ؟

     خدایا!

    این هرزه گیاههای وسوسه شیطانی مگر جز با داس قدرت تو وجین می شوند ؟

     خدای من !

    تنها دست توست که می تواند قلب تأثیر پذیر مرا از شر خواسته های نفس خلاص گرداند وتنها دم خداوندی توست که می تواند این دل را در زیر پنجه های هوای نفس به حالت اغماء افتاده است نجات دهد .

    ای نهایت آرزوی آرزومندان ! وای غایب پاسخ سائلان ! وای دورترین مقصود نیازمندان ! ای بلندترین اشتیاق مشتاقان ! وای غمخوار درستکاران ! وای کلبه ایمنی از بلای بتو پناه آورندگان ! وای پاسخ دهنده دعوت درماندگان ! وای داروی دردمندان ! وای اندوخته فقیران !

    ای گنجینه بینوایان وای فریاد رس ناله کنندگان ! وای برآرنده حاجات فقیران ومسکینان ! وای کریم ترین کریمان! ای مهربانترین مهربانان ! و ای رحیم ترین بخشندگان ! و ای عطوف ترین محبت کنندگان !

    ای هر چه جوی مهر از چشمه رأفت تو ! و ای هر چه ابر از دریای رحمت  تو !

    ای پیشه ات کارسازی و اندیشه ات بنده نوازی !

    روی من تنها به تو باز است و دستم تنها به سوی تو دراز .

    ضجه های من تنها در پیش توست و سجود من فقط در پیشگاه تو .

     خدایا!

    من در پیش چه کسی جز تو به خاک افتاده ام ؟ و کدام سحوری را جز در خانه تو کوبیده ام ؟

     خدایا!

    در این گرمای سو زان کویر گناه ، نسیم جان بخش  رضایتت را از من دریغ مدار و از ابر آبستن نعمت هایت بر من مستدام ببار .

     خداوندا!

    من اینک امید از هر چه غیر تو بریده ام و بر در خانه تو به تضرع ایستاده ام .

     خدای من !

    مرا از تو چشم یاری هست و همو مرا بدینجا آورده است.

    اینجا ! که نگاه اکرام تو بر جثه نحیف من افتد و دست انعام تو از ورای سر افتاده من بگذرد .

    اینجا که گرد گامهای تو بر صورت خسته من نشیند و بوی بهار تو در مشام درختان به خشکی گراییده من بپیچد.

     خدای من !

    در این ناامنی و وانفسا ، من تنها به ریسمان سخت تو چنگ زده ام وتنها به دستاویز امن تو آویخته ام .

     خدایا!

    من تنها دست به تو داده ام وهر روزنی جز روزن منتهی به تو را مسدود کرده ام .

     خدایا!

    بر این بنده ذلیل وناتوانت که حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم کن .

    بنده ای که نه آن دارد که به تو بنماید و نه زبان آنکه از تو عذر بخواهد .

    بنده ای که دستش تهی از طاعت و پشتش خسته معصیت است

     خدایا!

    می شود که چنین بنده ای را دست محبت بر سرش کشی ؟ وسایه خدایی بر سرش بگستری ؟ وجز این نمی شود .

    بنده به کجا بگریزد که امتداد شاخه های بینهایت کرم تو سایه نینداخته باشد ؟

    ای زیبای عاشق زیبایی ! ای دلربای زیبا آفرین ! ای دریای بی منتهای بخشش !

     

    + نوشته شده در ساعت توسط امید |

  • روز تولد هم یه روز معمولیه ...

    دیروز تولدم بود ، روزی که دوباره متولد شدم . روزی که قرار بود نگاهمو به زندگی تغییر بدم ، اما پشیمون شدم .دیگه قبول کردم که هیچ روزی با روز دیگه فرق نداره ... حتی دیروز

    من متولد شدم !
    دیروز هیچ حس تازه ای نداشتم ! نه اینکه بد بود ! نه ! فقط حس تازه ای نداشتم ! نمی دونم ! من هیچ وقت احساس نکردم که الان ، امروز، یه سال بزرگتر می شم . این منطقا هم درست نیست. من ثانیه به ثانیه بزرگ تر می شم. ما بزرگ تر می شیم . و اکثرا هم این بزرگ شدن یه چیز جسمیه . یعنی جسممون بزرگ می شه. اینُ که فرا جسممون در چه حاله ، بزرگتر می شه یا رو به نزول می ره باید خودمون بگیم. اکثرا این اتفاقُ آدمایی که بیرون از ما هستند به راحتی نمی تونن درک کنن. شاید با گذر زمان درک کنن اما اول از همه خودمونیم که می فهمیم چه خبره !

    خب قصه همین بود ! دیروز تولدم بود !

    + نوشته شده در ساعت توسط امید |

  • و چند عکس جالب از روزنه ...

     

     

     

     

     

     

     

    + نوشته شده در ساعت توسط امید |

  • پیکان ...

    این عکس ها درسته که همش عکسهای خارجی هستند ولی تمام این نوع مدل ها تو ایران هستند...)

    به عکس خوب دقت کنید ... پیکان دنده اتوماتیک رو میبینید که ترمز دستیش وسط بوده ... و به تو دوزی روی درها و به صندلیها خوب نگاه کنید...











    این عکس نشون از ابهت پیکان در موقع تولید میداده ... دقت کنید در اون موقع چقدر خبرنگار برای پوشش
    خبری اومده بودن ... اگر اشتباه نکنم این کارخانه ی انگلیس پیکان بوده ... که بعد از چند سال در ایران هم افتتاح میشه ... به طور کامل داخلی ... درست زمانی که نه ترکیه میدونست ماشین چیه .. نه چین .. نه کره جنوبی .. و نه هند ...









    فقط تو رو خدا نگاه کنید کیفیت و دقت و زیبایی رو تو همه جای ماشین میتونید ببینید




    درسته پیکانی کروکی هم داشتیم ....احتمالا پولدارهای قدیم تهران شاید از این ماشین داشتن..




    تو رو خدا نگاه کنید از زانتیا و مگان و غیره خوشگلتر نیست ؟؟؟





    سفید هم به این میگن... من تا به حال سفیدی به این خوش رنگی ندیدم...



    فقط تو دوزی و درون ماشین رو نگاه کنید




    اگر اشتباه نکرده باشم موتور پیکان جوانان




    حالا ما هم پیکان زدیم !!!!!!!!!!!




    اینم داخل ماشین...




    اخه وقتی ما نمیتونیم حتی پیکانی با کیفیت پیکان 50 سال پیش تولید کنیم ... و یا با آپشنهای اون
    چطور میخوایم دنیا رو با صادراتمون منفجر کنیم... ؟؟؟
    پیکان ما تبدیل به یک آهن پاره ی سفید رنگ با فرمون پژو و آتاشغالهای پژو که اصلا به هم نمیخورن شده که نه زیبایی داره و نه کیفیت ...

    + نوشته شده در ساعت توسط امید |

  • کشتی نوح در ایران پیدا شد .

    گفت‌وگو با دكتر علي‌اكبر افراسياب‌پور
    كشتي نوح در ايران پيدا شد
    قبر حضرت نوح در زاگرس است

     

    عليرضا بهداد
    نوح دستور داد كه شما مومنان به كشتي درآييد تا به نام خدا كشتي هم روان شود و هم به ساحل نجات رسد كه خداي من البته صاحب مغفرت و رحمت است. (41)

     

     
     
    و آن كشتي به دريا با امواجي مانند كوه در گردش بود در آن حال نوح از راه شفقت فرزندش را ندا كرد اي پسر تو هم به اين كشتي در آي و با كافران همراه مباش. (42) آن پسر نااهل پاسخ داد كه من به زودي بر فراز كوه روم كه از خطر هلاكم نگه دارد، نوح گفت: اي پسر امروز هيچ كس از قهر خدا به لطف او نجات نيابد اين بگفت و موج ميان آنها جدايي افكند پسر با كفار غرق شد. (43) و به زمين خطاب شد كه آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع كن و آب به يك لحظه خشك شد و حكم انجام يافت و كشتي بر كوه جودي قرار گرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسيد. (44) و نوح به درگاه خدا عرض كرد: پروردگارا فرزند من اهل بيت من است (كه وعده لطف دادي) و وعده عذاب تو هم حتمي است كه قادرترين حكم‌فرماياني. (45) خدا به نوح خطاب كرد كه فرزند تو هرگز با تو اهليت ندارد زيرا او را عملي بسيار ناشايست است پس تو از من تقاضاي امري كه هيچ از حال آن آگاه نيستي مكن من تو را پند مي‌دهم و از مردم جاهل مباش. (46) نوح گفت: بار الها پناه مي‌برم به تو كه ديگر چيزي كه نمي‌دانم تقاضا نكنم و اكنون اگر مرا نبخشي و ترحم ننمايي من از زيانكارانم. (47) به نوح خطاب شد كه از كشتي فرود آي كه سلام ما و بركات و رحمت ما بر تو و بر آن امم كه هميشه با تواند. و به امت‌هايي كه (ستمگر شوند) پس از آنكه بهره از دنيا دهيم آنان را عذاب دردناك خواهيم كرد. (48) اين از اخبار غيب است پيش از آنكه ما به تو وحي كنيم و قومت هيچ از آن آگاه نبوديد پس تو در طاعت حق صبر كن كه عاقبت اهل تقوي نيكو است. سوره هود

    اولين بار (1379) در مقاله "نوح و نوحاوند" ادعا كردم توفان نوح مقابل رشته كوه‌هاي زاگرس آرام شده و كشتي نوح در كوه "سركشتي" به گل نشسته است. همان گونه كه گمان مي‌بردم برخي از صاحب‌نظران اين ادعا را مغاير اسناد تاريخي دانستند و نتيجه برخورد دوستان اين شد تا اين فرضيه در داخل كشور نتيجه‌اي ندهد. بنابراين مقاله را به بنياد نوح‌شناسي آمريكا فرستادم. چندي بعد گروهي سه نفره از آمريكا به ايران آمدند. با يكي از آنها به كوه "سركشتي" رفتم و منطقه را نشانشان دادم. در آنجا سنگ‌هاي بسيار عجيبي را پيدا كرديم كه مانند حلقه‌هاي زنجير بود و همچنين قبرهايي مربوط به پيش از اسلام. دو قبر در بالاي كوه "سركشتي" وجود دارد كه به اعتقاد من يكي قبر نوح و ديگري احتمالا قبر حضرت آدم است. 
    چندي پيش يكي از دوستان فصلنامه‌اي در اختيارم گذاشت كه در اين فصلنامه مقاله‌اي جالب نظرم را جلب كرد.
    "نوح و نوحاوند" عنوان آن مقاله بود. دكتر علي‌اكبر افراسياب‌پور، نويسنده مقاله، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي تهران مدعي شده كه توفان نوح در ايران پايان يافته و كشتي او در زاگرس به گل نشسته است.
    اسناد و مداركي كه نگارنده در اين مقاله ارائه كرده و به نظرم بسيار محكم بود. به قدري از اين موضوع شگفت‌زده شدم كه از طريق همان دوست توانستم با دكتر افراسياب‌پور قراري بگذارم.
    قرارمان مي‌شود ساعت 10 صبح روز يكشنبه 21 بهمن ماه 1386، آپارتمان شخصي دكتر در منطقه قنات‌كوثر.

    سال 1362 كه از جبهه برگشتم در صدا و سيماي مركز لرستان مشغول كار شدم. برنامه‌اي راديويي داشتم كه بايد درباره زندگي ايلات و عشاير استان پژوهش مي‌كردم. طي اين پژوهش متوجه شدم كوهي به نام "سركشتي" در سمت نورآباد و نهاوند قرار دارد. شنيدن اين نام برايم بسيار جالب بود؛ چراكه در آن منطقه نه دريايي است و نه راهي كه با دريا ارتباط داشته باشد، اما اينكه "سركشتي" از كجا آمده بود آغازي شد بر مطالعاتم.


     رشته تحصيلي‌تان چيست؟
    كارشناسي فلسفه دارم، اما دوره دكتراي خود را در گرايش عرفان گذرانده‌ام.  12 جلد كتاب تاليف كرده‌ام و 54مقاله داخلي و خارجي چاپ شده دارم.
     پس شما هم چيزي از نوح در ايران نشنيده بوديد؟
    خير،‌ اما تصميم گرفتم مطالعاتم را درباره رشته‌كوه‌هاي زاگرس ادامه دهم. در قلب رشته‌كوه زاگرس، كوهي به نام "گرين" قرار گرفته است.  اين كوه از شمال نهاوند شروع و تا شمال غرب اين شهر ادامه دارد. رود معروف "گاماسياب" كه سرچشمه رود كرخه است از اين كوه سرچشمه مي‌گيرد. با مطالعاتي كه انجام دادم به اسناد و مداركي پي بردم كه در آنها گفته شده بود "نهاوند" همان "نوح،‌آب‌، بند" است و به علت كثرت استفاده طي سال‌هاي دور از "نوح آب‌بند" به "نهاوند" تغيير يافته است.
     چگونه امكان دارد در منطقه‌اي كه دريايي ندارد و از هر دو طرف به كوه مشرف است، توفاني رخ داده باشد؟
    اگر به رشته‌كوه زاگرس توجه كنيد،‌ متوجه خواهيد شد كه اين رشته‌كوه مانند ديواري است كه هر دوطرف آن دشت قرار دارد شكل اين رشته‌كوه به خوبي نشان مي‌دهد كه اگر در منطقه بين‌النهرين توفاني روي داده باشد اين كوه آن را مهار كرده است چون اصلي‌ترين ديواره‌اي است كه مي‌تواند از سر راه آن توفان قرار گرفته باشد.
    همان گونه كه گفتم كوه‌ گرين در قلب زاگرس قرار گرفته است.  ارتفاع همه قله‌هاي زاگرس نزديك به هم است. در سلسله‌كوه‌هاي گرين كوهي قرار دارد به نام "سركشتي"، اين كوه 2هزار و 80 متر ارتفاع دارد. با بررسي ميداني در اين كوه متوجه شدم بالاي آن دو قبر خيلي قديمي قرار گرفته است كه هم‌اكنون به عنوان امامزاده "باباي بزرگ" مورد زيارت مردم قرار مي‌گيرد.
    در فرهنگ ايراني فقط دو پيامبر را به نام باباي بزرگ مي‌دانند يكي نوح و ديگري آدم.
    ‌يعني الان آن قبر زيارتگاه است؟
    بله،  از روزگاران دور مردم منطقه نهاوند و نورآباد براي زيارت، پا به اين منطقه مي‌گذاشته‌اند.
     در قرآن آمده كه كشتي نوح بر كوه جودي قرار گرفته است، شما مدعي هستيد كه "گرين" همان‌ "جودي" است؟
    آيه 44 سوره نوح اشاره مي‌كند "و به زمين خطاب شد كه آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع كن و آب به يك لحظه خشك شد و حكم انجام يافت و كشتي بر كوه جودي قرارگرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسيد"
    مي‌بينيد كه قرآن اشاره مي‌كند كه جودي محل به گل نشستن كشتي نوح است. با گسترش پژوهش‌ها متوجه شدم طايفه‌اي به نام جودي و جودكي آن منطقه زندگي مي‌كنند. هم‌اكنون هم افراد زيادي در سراسر ايران نام خانوادگي "جودي" يا "جودكي" را دارند.
    آيا به غير از مشاهده‌هاي جنابعالي، اسناد تاريخي ديگري وجود دارد كه در آن به وجود قبر نوح در نهاوند اشاره كند؟
    بله، اسناد تاريخي بسياري وجود دارد.  ابن‌فقيه همداني در سال 290قمري (1200سال پيش) در كتاب "البلدان" (به زبان عربي و چاپ 1885 اروپا) صفحه 237 نوشته است: "نهاوند از ساخته‌هاي نوح (ع) است و به آن نوح آوند گفته‌اند."
    ياقوت حموي متوفي 624 قمري در كتاب معجم‌البلدان صفحه 361آورده است: "نهاوند را به اين دليل نهاوند گفته‌اند كه از ساخته‌هاي نوح (ع)  است"

    ابي‌الفداء متوفي 732 در كتاب تقويم البلدان چاپ پاريس صفحه 417 يادآور مي‌شود: "نهاوند شهري از سرزمين كوهستان است كه نوح آن را بنا كرده است."

    زكريا قزويني در سال 674 قمري در كتاب آثار البلاء صفحه 545 مي‌نويسد: "نهاوند از بناهاي نوح نبي(ع) است. اصلش نوح آوند بوده است" در كتاب مجمل‌التواريخ تاليف سال 530 قمري صفحه 186 مي‌خوانيم:
    "نوح پيغامبر شهر را بنا كرد به نام خويش "نوح آوند" و آن نهاوند است.

    ابن اثير در جلد سوم كتاب خود صفحه 335 مي‌آورد:
    "نهاوند شهري است از بلاد جبل گويند آن را نوح بنا كرده است" در كتاب عجايب‌المخلوقات (سال 555 ق)كه اروپايي‌ها آن را قبول دارند. در جلد 3 صفحه 275 آمده است: "نهاوند شهري قديم است كه آن را نوح بنا كرد. آن را نوح آوند گويند."
    خلف تبريزي در سال 1062 در كتاب برهان قاطع صفحه 1173 مي‌نويسد: "نهاوند: نوح‌(ع) باني آن شهر بوده و‌آن را نوح‌آوند مي‌گفته‌اند يعني
    "نوح تخت" و "نوح مسند". پايتخت نوح بوده و آوند به معني تخت و مسند هم آمده است و به كثرت استعمال نهاوند شده است."
    مي‌بينيد كه وجود قبر نوح و آرام گرفتن كشتي اين پيامبر در ايران نه تنها حرفي امروزي نيست بلكه سخني تاريخي است و مانند اين جملات در كتاب‌هاي زياد ديگري نيز آمده كه شرح آن در اين گفت‌و گو نمي‌گنجد.
    سال 79 نسخه‌اي از مقاله‌ را براي بنياد نوح‌شناسي آمريكا فرستادم چون در داخل كشور كسي به اين موضوع اهميت نداد.
    پس از اينكه مقاله را به آمريكايي‌ها دادم گروهي سه‌نفره براي بررسي موضوع به ايران آمدند. با يكي از آنها به منطقه رفتيم. از منطقه فيلمبرداري كردند. سنگ‌هاي عجيبي در منطقه پيدا كرديم؛ مانند حلقه‌هاي زنجير و قبرهايي مربوط به دوران پيش از اسلام. به اتفاق با 15 تن از پيرمردهاي اطراف كه مصاحبه كرديم همگي آنها مي‌گفتند نام اين كوه سركشتي است و اجداد ما گفته‌اند قبر نوح اينجاست. جالب اينكه تا 80 كيلومتر آن سوتر از منطقه افراد بومي همين نكته را نيز مي‌گفتند.
    به غير از آمريكايي‌ها گروهي ديگر از منطقه بازديد داشته‌اند؟
    بله، چند ماه بعد از بازديد آمريكايي‌ها يك گروه انگليسي از منطقه بازديد كرد.
    شما به آنها اطلاع‌داديد؟

    نمي‌دانم چگونه متوجه شدند، اما ظاهرا با صرف‌ هزينه‌هاي زيادي منطقه را مورد بازديد قرار دادند و قرار است طي ماه‌هاي آينده دوباره به نهاوند بروند.
    ظاهرا كشورهاي ديگري هم مدعي نوح هستند!

    هم‌اكنون شش كشور عراق، سوريه، تركيه، آذربايجان، ايران و يمن مدعي هستند كه كشتي نوح در آنجا آرام گرفته است. بدون هيچ تعصبي خدمتان مي‌گويم كه اسناد و مدارك ايران بسيار قوي‌تر از ساير كشورها است.
    اگرچه معتقدم اسناد و مدارك ايراني‌ها بسيار قوي‌تر است اما باز تاكيد مي‌كنم كار علمي تعصب‌بردار نيست و هر كس سند و دلايل ارائه دهد بايد حرف او را پذيرفت و نبايد فراموش كنيم درباره امور باستاني نمي‌توان به قطعيت صحبت كرد.

     منابعي كه ارائه داديد عمدتا عربي بود، آيا منابع ديگري هم وجود دارد؟
    يكي از جغرافي‌دانان به نام پاپلي‌ يزدي در كتاب فرهنگ آبادي‌ها صفحه 8 درباره كوه سركشتي نوشته است: "سركشتي محل به گل نشستن كشتي نوح است و در غرب منطقه دلفان رشته كوهي است مربوط به دوران اول و دوم. مرحوم حاج‌حيدر كه كهن‌سال‌ترين مرد قبيله بود درباره وجه تسميه اين كوه گفت: پس از فرو نشستن توفان نوح، كشتي نوح بر بالاي اين كوه به گل نشست و از حركت باز ايستاد."
    اهل حق كه گروهي از درويشان قديمي غرب ايران هستند براي گنبد "باباي بزرگ" (همان قبر نوح) احترام خاصي قائل هستند و قرن‌ها است كه به صورت كاروان از استان‌هاي كردستان، كرمانشاه و لرستان به زيارت آن مي‌روند.
    هنري راولينسون دانشمند آشورشناس در سال 1838 نوشته است: در 25ماه مه به كوه زيباي "چهل نابالغان" رسيديم كه از طرف غرب به يك سلسله كوه مرتفع به نام سركشتي مي‌رسد. لر, ها معتقدند كشتي نوح پس از توفان در آن جا به گل نشسته است."
     ادعاي اينكه قبر نوح در ايران است از لحاظ اقتصادي چه چيزي در بر دارد؟
    شما توجه كنيد پس از مطرح شدن اين فرضيه چند گروه باستان‌شناس معتبر پاي به كشورمان گذاشته‌اند. جاي تعجب است چنين موضوع مهمي براي برخي از مسوولان اصلا جالب نبوده ! اما كشورهاي ديگر كه خدمتتان گفتم: با وجود اينكه اسناد و مدارك ضعيف‌تري دارند با استفاده از تبليغات فراوان و حمايت دولت‌هايشان، توانسته‌اند توريست‌هاي زيادي را جمع كنند.
     آرام شدن توفان نوح در ايران را از چه جنبه‌هايي بررسي كرديد؟
    از سه جنبه علمي و تاريخي، اسطوره‌اي و داستاني و ديني و مذهبي اين توفان را بررسي كرده‌ام. از هر سه جنبه مي‌توان ثابت‌ كرد هزاران سال پيش توفاني رخ داده است.
    همه فرهنگ‌ها به نوعي داستان نوح را شنيده‌اند و آن را باور دارند. سال 1891 پژوهشگري به نام "اندري" ماجراي توفان نوح را با روايت‌هاي مختلف گردآوري كرده است. 68 روايت محلي، 13 روايت در آسيا، 4 روايت در اروپا، 5 روايت در آفريقا.
    ويلكاكس يكي از باستان‌شناساني است كه در منطقه بين‌النهرين پژوهشي انجام داده و فرضيه‌اي را عنوان مي‌كند كه براساس آن طغيان رود فرات منشا توفان نوح بوده است. آب بالا آمده و كوهستان زاگرس را فراگرفته و زاگرس همچون سدي جلوي اين آب ايستاده است.
     توفان نوح چند سال پيش رخ داده است؟
    نمي‌توان در مورد وقوع اين توفان عدد ‌داد اما اگر بخواهيم حدودي سال وقوع توفان نوح را بگوييم مي‌توان گفت حدود 4هزار سال پيش اين توفان رخ داده است.
     چگونگي وقوع اين توفان مشخص نيست؟
    تورات معتقد است توفان 350سال طول كشيد. قرآن در چهار سوره هود، نوح، مومنون و اعراف در خصوص توفان نوح سخن به ميان آورده اما هيچ اشاره‌اي به سال نمي‌كند.
     گفتيد كه دو قبر را در بالاي كوه سركشتي پيدا كرده‌ايد. يكي از آنها قبر نوح است و قبر دوم مربوط به كيست؟
    حدس مي‌زنم يكي از نزديكان نوح باشد ضمن اينكه بعيد هم نيست قبر حضرت آدم در آن جا باشد. 
    به اطلاع خوانندگان محترم مي‌رسانيم اصل مقاله جناب آقاي دكتر افراسياب‌پور در دفتر روزنامه دنیای اقتصاد جهت ارائه به هموطنان موجود است.

    + نوشته شده در ساعت توسط امید |

  • Blog About
    به نظر شما یه وبلاگ نویس برای چی باید بنویسه و چه انگیزه هایی باعث میشه که این نوشتن تداوم پیدا کنه یا با غروب یک وبلاگ به انتهاش نزدیک بشه؟ این تجربه کوچیک به من ثابت کرده که اکثریت وبلاگهایی که به زبان فارسی منتشر شدن و بعد از مدتی کوتاه ادامه فعالیت ندادن در یک مساله اشتراک دارن. نویسندگان تمامی این وبلاگها بدون گذراندن و یا حتی دانستن سیر رشد و نزول یک وبلاگ، اقدام به ایجادش کردن و بعد از مدتی نا امیدانه وبلاگ رو تعطیل کردن و یا حتی تمامی مطالبش رو پاک کردن!
    وبلاگ من
    جایی مجزاست برای دل خودم و احتمالا چند تا دوست و رفیق ،.. قطره قطره خالی می شوم و زبانه های سرکش اشتیاق را می خواهم ، نه سردی سست کننده ی آه های نهفته را ، چون میخواهم لیوان شیشه ای این چکنویس کهنه تا نصفه پر باشد .
    از گذشته چیزی ندارم که به آن برگردم . در آینده هم چیزی نیست تا برایش بروم . اما اکنون برای من است و ازآن من پس آنرا به تو هدیه میکنم .
    .......................
    جانم فدای وطنم ...



  • Home
  • Email


  • Archive
    مهر 1388
    شهریور 1388
    تیر 1388
    خرداد 1388
    اردیبهشت 1388
    مرداد 1387
    اردیبهشت 1387
    فروردین 1387
    اسفند 1386
    بهمن 1386
    دی 1386
    آذر 1386
    آبان 1386
    مهر 1386
    شهریور 1386
    مرداد 1386
    تیر 1386
    خرداد 1386
    اردیبهشت 1386
    فروردین 1386
    اسفند 1385
    بهمن 1385
    دی 1385
    آذر 1385
    آبان 1385
    مهر 1385
    شهریور 1385
    مرداد 1385
    تیر 1385
    خرداد 1385
    اردیبهشت 1385
    فروردین 1385
    اسفند 1384
    بهمن 1384
    دی 1384
    آذر 1384
    آبان 1384
    مهر 1384
    شهریور 1384


  • Subjectal Archive

    RSS


  • Help


    .:: رشیدا ::.

  • www.Rashida.blogfa.com